غدیر از منظر قرآن

غدیر از منظر قرآن

با توجه به اهمیت موضوع رخ داده در غدیرخم و تبدیل آن به واقعه غدیر و همچنین اهمیت داشتن این مسأله در جهان اسلام، ابتدا باید به دستورات خداوند و استشهاد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و نزول آیات قرآن در این زمینه توجه داشت؛ 

چرا که اصولا خداوند و پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) زمینه این رخ داد بزرگ اعتقادی و تاریخی را رقم زده¬اند و همچنین به تأیید و نصرت پرداخته¬اند.به نمونه¬هائی از این آیات و روایات توجه می¬کنیم و معتقدیم که خداوند و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بیان خویش را برای امامت و رهبری جامعه به خوبی بیان نموده و ما شیعیان به تبعیت از این آیات بر اعتقادمان استوار می-مانیم.

اکنون به تبیین واقعه غدیر با زبان آیات قرآن که به صورت شأن نزول و یا تأویل و استشهاد بوده و از مهمترین اسناد و مدارک شیعه برای این اعتقاد است، می¬پردازیم.

1.آیات سوره عنکبوت
  پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بعد از اینکه در حجة الوداع، مناسک حج را به طور کامل به جا آورد و آثار جاهلیت را نابود کرد و حجرالاسود را در مکان اصلی خود قرار داد و یک روز در مکه اقامت گزیدند، در این حال جبرئیل، آیات اول سوره عنکبوت را نازل کرد:

بسم الله الرحمن الرحیم
  الم(1) آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: ایمان آوردیم به حال خود رها می¬شوند و آزمایش نخواهند شد؟!(2) ما کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم (و اینها را نیز امتحان می¬کنیم )باید علم خدا درباره کسانی که راست می¬گویند و کسانی که دروغ می¬گویند تحقق یابد (3) آیا کسانی که اعمال بد انجام می¬دهند گمان کردند بر قدرت ما چیره خواهند شد؟! چه بد داوری می¬کنند.(4)[1] و سپس از طرف خداوند به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دستور داد که باید علی بن ابی¬طالب¬ (علیه السلام) را به جانشینی خویش معرفی کنید و مردم با توجه به آن به فتنه مبتلی می¬شوند.[2]

2. آیات آخر سوره حجر
قبل از واقعه غدیر، دستور غیر علنی خداوند برای تعیین جانشینی علی (علیه السلام) به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) داده شد.عایشه و حفصه این خبر را برای پدران خود فاش کردند (درحالی که پیامبر به آنها دستور داده بود که تا قبل از دستور علنی خداوند آن خبر را برای کسی فاش نکنند) و آنها به کمک منافقین دیگر نقشه قتل پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) کشیدند.

در این لحظه جبرئیل با این آیات نازل شد:[3] به پروردگارت سوگند، (درقیامت) از همه آنها سوأل خواهیم کرد(92) از آنچه عمل می¬کردند!(93)آنچه را مأموریت داری، آشکارا بیان کن؛ و از مشرکان روی گردان (و به آنها اعتناء نکن)(94) ما شر استهزاء کنندگان را از تو دفع خواهیم کرد(95)[4]

3. آیه ابلاغ
  امام¬باقر(علیه السلام) در بیان این آیه فرمودند: خداوند به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دستور داد تا مردم را به ولایت علی (علیه السلام) خبر دهد و از سوئی آیه اطاعت از اولی الامر نازل شد و این درحالی بود که مردم تردید داشتند که خداوند به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)دستور داد تا ولایت اولی الامر را تفسیر کند و شخص ولی که کسی جز علی بن ابی¬طالب (علیه السلام) نیست را به مردم معرفی نماید.در این موقعیت پیامبر خوف داشت که منافقین بر علیه او اقدامی کنند و کار ایشان ناتمام شود، پس خداوند این آیه را نازل نمود:[5]

  ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده¬است، کاملا (به مردم) برسان؛ و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده¬ای. خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه می¬دارد؛ و خداوند جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمی¬کند.[6]

4. آیه و ان یکاد...
  امام¬صادق (علیه السلام) در محل غدیر، به حسین جمال فرمودند: وقتی که پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این مکان دست علی(ع) را گرفت و فرمود هر که من مولای او هستم، پس علی (علیه السلام) مولای اوست. چهار تن (منافقین¬مشهور) از کسانی که در طرف راست خیمه ایستاده بودند، به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) (در حالی که دست علی (علیه السلام) را بلند نموده بود) نگاه می¬کردند، یکی از ایشان گفت: به او نگاه کنید که چگونه چشمانش مانند چشمان دیوانه می-گردد. 

دراین هنگام جبرئیل نازل شد و به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) عرضه داشت که آیه و ان یکاد الذین کفروا ...بخواند و ذکر در این آیه علی بن ابی-طالب (علیه السلام) است.[7]نزدیک است کافران هنگامی که آیات قرآن را می¬شنوند با چشم زخم خود تو را از بین ببرند و می¬گویند او دیوانه است(51) درحالی که او نیست مگر مایه بیداری جهانیان(52)[8]. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز این آیات را قرائت نمودند: بسم الله الرحمن الرحیم  ن و القلم و ما یسطرون ما أنت بنعمة ربک بمجنون.[9]

5. آیه اکمال دین
  بعد از اینکه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در حضور مسلمانان ولایت علی (علیه السلام) را اعلام نمود، این آیه نازل شد.[10] امروز، کافران از (زوال) آیین شما مأیوس شدند؛ بنابراین، از آنها نترسید؛ و از (مخالفت)من بترسید!امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم ؛ و اسلام  را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم.[11]

6. آیه درخواست عذاب
  پس از آنکه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) امیرالمومنین علی (علیه السلام) را در روز غدیر خم به خلافت منصوب نمود و درباره او فرمود: هر کس که من مولای او هستم، علی مولای اوست. این خبر در شهرها منتشر شد.

روزی شخصی به نام مالک بن حارث فهری نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: تو به ما دستور دادی به یگانگی خدا و اینکه تو فرستاده او هستی، شهادت دهیم، ما هم شهادت دادیم.سپس به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دستور دادی، مانیز پذیرفتیم.اما به اینها راضی نشدی تا اینکه که این جوان (حضرت علی(علیه السلام)) را به جانشینی خود منصوب کردی و گفتی که هر که من مولای او هستم، علی مولای اوست.

آیا این از ناحیه خداست یا از سوی خودت؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در جواب فرمود: قسم به خدائی که جز او معبودی نیست، این از ناحیه خداست. حارث بن نعمان خشمگین شد و روی برتافت؛ در حالی که می¬گفت: خداوندا! اگر این سخن محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) حقیقت است، سنگی از آسمان بر ما بباران تا ذلتی برای اول ما باشد و عبرتی برای آیندگان ما و اگر گفته محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) دروغ است بر او عذابی وارد کن.[12] 

اینجا بود که سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و او را کشت و این آیات نازل گشت:[13] تقاضاکننده¬ای، تقاضای عذابی نمود که واقع شد. این عذاب مخصوص کافران است، و هیچ کس نمی¬تواند آن را دفع کند.[14]

7. آیه  20 از سوره سبأ: و لقد صدق علیهم ابلیس...
  روایت شده که ابلیس به صورت پیرمردی به نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رفت و گفت: ای محمد چقدر بیعت کنندگان با پسر عموی تو کم تعداد هستند. در این حال خداوند این آیه را نازل نمود:[15] (آری) به یقین، ابلیس گمان خود را درباره آنها محقق یافت که همگی از او پیروی کردند جز گروه اندکی از مومنان.[16] سپس منافقین (ابوبکر و عمرو...) نقشه ترور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را طراحی کردند.

8. آیه 74 سوره توبه: یحلفون بالله...
  بعد از واقعه غدیرخم هنوز پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به مدینه نرسیده بود که عده¬ای از منافقین (خلفای غاصب و یارانشان) تصمیم به قتل پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) گرفتند. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اگاه شد و آنان را رسوا نموده و بازخواست کرد، در حالی که آنان بر انکار آن طرح قسم می¬خوردند:[17] خداوند نیز این آیات را نازل کرد:

به خدا سوگند می¬خورند که (در غیاب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، سخنان نادرست) نگفته¬اند؛ در حالی که قطعا سخنان کفر آمیز گفته¬اند؛ و پس از اسلام آوردنشان، کافر شده¬اند؛ و تصمیم (به کار خطرناکی)گرفتند، که به آن نرسیدند. آنها فقط از این انتقام می¬گیرند که خدا و رسولش، آنان را به فضل (و کرم) خود، بی¬نیاز ساختند و (با این حال)  اگر توبه کنند، برای آنها بهتر است؛ و اگر روی گردانند، خداوند آنها را در دنیا و آخرت، به مجازات دردناکی کیفر خواهد داد؛ و در سراسر زمین، نه ولی و حامی دارند و نه یاوری.[18]

9. آیه80 سوره زخرف: ام یحسبون...
  پس از واقعه غدیر یکی (از منافقین که بعد به غصب خلافت پرداخت) گفت:هرگز، به خدا قسم نبوت و خلافت در یک خانواده جمع نمی¬شود و بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به این خانواده خمس نخواهیم داد.[19] در این حال این آیه نازل شد:[20]آیا آنان می¬پندارند که ما اسرار نهانی و سخنان در گوشی آنان را نمی¬شنویم ؟! آری، رسولان (و فرشتگان) ما نزد آنها هستند و می¬نویسند.[21]

10. آیه 79و80 سوره زخرف: مایکون من نجوی ثلاثة... ام ابرموا امرا...و
  ابوبکر و عمر و سالم و مغیرة بن شعبه و عبدالرحمن بن عوف با هم پیمان نامه¬ای برای نقض پیمان خویش با ولایت علی (علیه السلام) نوشتند و نویسنده این پیمان نامه ابوعبیدة جراح بود.خداوند این آیه را در این مورد نازل نمود:[22] بلکه آنها تصمیم محکم بر توطئه گرفتند؛ ما نیز اراده محکمی(درباره آنها) داریم.[23]

  همچین این آیه نیز در این مورد نازل شده¬است:[24]آیا نمی¬دانی که خداوند آنچه را در آسمانها و آنچه را که در زمین است می¬داند؛ هیچ¬گاه سه نفر با هم نجوا نمی¬کنند مگر اینکه خداوند چهارمین آنهاست، و هیچ¬گاه پنج نفر باهم نجوی نمی¬کنند مگر اینکه خداوند ششمین آنهاست، و نه تعدادی کمتر و نه بیشتر از آن مگر اینکه او همراه آنهاست، هرکجا که باشند.سپس روز قیامت آنها را از اعمالشان آگاه می-سازد، چرا که خداوند به هر چیزی داناست.[25]

11. آیه 9 سوره بقره: یخادعون الله و...
  بعد از واقعه غدیر و بیعت ابوبکر و عمر و سران قریش با امیرالمومنین (علیه السلام) و اظهار خشنودی منافقانه ایشان برای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، با خود پیمان بستند که این امر را از علی (علیه السلام) غصب کنند. خداوند نیز به نیرنگ این گروه اشاره دارد و می¬فرماید:[26] می¬خواهند خدا و مومنان را فریب دهند؛ در حالی که جز خودشان را فریب نمی¬دهند؛ اما نمی¬فهمند.[27]

12. آیاتی دیگر از قرآن
  جابر بن عبد الله انصاری می¬گوید: وقتی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در روز غدیر خم، علی (علیه السلام) را (بر مسند خلافت) نصب نمود، عده¬ای (عمر) گفتند: چه بی زحمت بازوی فرزند عمویش را بالا می¬برد و دیگری (ابوبکر) گفت: چه راحت به کارش بالا می¬دهد و در ادامه قسم خورد که نشنیدم و اطاعت نمی¬کنم و متکبرانه با هم از آن مکان دور شدند.پس خداوند این آیه را نازل نمود.[28]آیا کسانی که در دلهایشان بیماری است گمان کردند خدا کینه¬هایشان را آشکار نمی¬کند؟![29]

13. آیه تهدید پیمان شکنان
   حدود پنج ماه پس از واقعه غدیرخم جماعتی از منافقین در منزل ابی¬بکر جمع می¬شوند و پیمان نامه¬ای را بین خود می¬نویسند تا پیمان خود در غدیر را نقض کنند و حکومت را بعد از رسول¬الله (صلی الله علیه و آله و سلم) غصب کنند.این پیمان نامه بعد از اتفاق نظر این منافقین به دست سعید بن العاص الاموی نوشته ¬می¬شود و آن نامه را به ابوعبیدة می¬سپارند تا آن را در کعبه قراردهد.بعدا ابوعبیدة جراح آن را درون کعبه پنهان می¬کند.

پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب به ذکر خدا مشغول بودند که متوجه ابوعبیدة شدند. او را اینگونه موردخطاب قرارداد: مبارک باشد برتو، چه کسی مانند تو است. تو مورد اعتماد این امت(منافقین) شدی. سپس این آیه را قرائت فرمودند: پس وای بر آنان که نوشته¬ای با دست خود ¬می¬نویسند؛ سپس می¬گویند:

این از طرف خداست. تا آن را به بهای کمی بفروشند. پس وای بر آنها از آنچه بادست خود نوشتند؛ پس وای بر آنان از آنچه از این راه به دست می¬آورند![30]در ادامه حضرت بطور کنایه این منافقین را نکوهش نمود و توطئه ایشان را گوشزد کرد و فرمود اگر خداوند دستور اعراض از این افراد را نمی¬داد گردنشان را قطع می¬کردم.

حذیفة بن¬یمان از مومنان حقیقی می¬گوید به خدا قسم وقتی کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به اینجا رسید، منافقین مذکور به شدت از ترس می¬لرزیدند و کسانی که در آن مجلس حضور داشتند مقصود رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) را فهمیده بودند.[31]

پی نوشت ها: 
________________________________________
[1] - سوره عنکبوت،آیه 1- 4
[2] - مجلسي، محمد باقر؛ بحار الانوار ، بيروت، موسسة الوفا، 1404 هـ ق، ج 28، ص  95
[3] - دیلمی،حسن بن ابى الحسن ؛ إرشاد القلوب، انتشارات شريف رضى، 1412 هـ ق، ج 2، ص 330
[4] -سوره حجر، فو ربک لنسئلنهم اجمعین(92) عما کانوا یعملون(93) فاصدع بما تومر و اعرض عن المشرکین(94) انا کفیناک المستهزئین(95)

[5] - کلینی، محمد بن یعقوب؛ الكافي، تهران،  دار الكتب الإسلامية، 1365 هـ ش‏، ج1، ص289
[6] - سوره مائده، آیه 67- یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک وان لم تفعل فمابلغت رسالته و الله یعصمک من الناس ان الله لا یهدی القوم الکافرین.برای توضیح بیشتر به مقاله آیه ابلاغ رجوع شود.
[7] - مجلسى، محمد باقر؛ پیشین‏، ج 30، ص 259
[8] - سوره قلم، آیه51 و52
[9] - سوره قلم، آیه 1و2
[10] - ابن طاوس، سید رضی؛ إقبال‏الأعمال، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1367ش، ص 458 - برای تکمیل بحث در مورد این آیه به مقاله اکمال دین رجوع شود.
11- سوره مائده، آیه 3- الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلاتخشوهم  و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا.&;
[12] - فنهض و إنه لمغضب و إنه ليقول اللهم إن كان ما يقول محمد حقا فأمطر علينا حجارة من السماء تكون نقمة في أولنا و آية في آخرنا و إن كان ما يقول محمد كذبا فأنزل به نقمتك.
[13] - حسینی استرآبادی، سید شرف¬الدین؛ تأويل‏الآيات‏الظاهرة، قم، انتشارات¬جامعه¬مدرسین، 1409هـ¬ق، ص  697و ابن طاوس، سید رضی؛ پیشین، ص 458 
[14] - سوره معارج، آیه 1و2- سال سائل بعذاب واقع (1) للکافرین  لیس له دافع(2).
[15] -ابن طاوس، سید رضی؛ پیشین، 458
[16] - سوره سبأ، آیه 20
[17] - حسینی استرآبادی، سید شرف¬الدین؛پیشین، ص213
مجلسي، محمد باقر؛ پیشین،ج 37، ص115  
[18] - سوره، توبه،آیه 74
[19] - حسینی استرآبادی، سید شرف¬الدین؛ پیشین،570
[20] - ابن طاوس، سید رضی؛ الیقین، قم ، موسسه دارالکتاب، ـ 1413 هـ ق، ص 214
[21] - سوره زخرف ،آیه 80
[22] - کلینی، محمد بن یعقوب؛ پیشین‏،ج 1،ص420
[23] - سوره زخرف ،آیه 79
[24] - مجلسي، محمد باقر؛ پیشین، ج 28،ص  123
[25] - سوره مجادله، آیه 7
[26] - مجلسي، محمد باقر؛ پیشین، ج6 ،ص51
[27] - سوره بقره،آیه 9
[28] - مجلسي، محمد باقر؛ پیشین، ج 30 ص 315و ج 23 ص 386 و ج 37 ص 173
[29] - سوره محمد(صلی الله علیه وآله وسلم)،آیه 29
[30] - سوره بقره،آیه 79- فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا من عند الله لیشتروا به ثمنا قلیلا فویل لهم مما کتبت ایدیهم و ویل لهم مما یکسبون.
[31] - مجلسي، محمد باقر؛ پیشین، ج 28، ص 102- 106

 

دریافتاندازه
فایل 12993-f-farsi.mp455.3 مگابایت